ادريس بن حسام الدين بدليسى
پيشگفتار 18
قانون شاهنشاهى ( فارسى )
فلسفى ، منطقى ، عرفانى و كلامى از خصايص اصلى كتاب است و نيز گاهى به جاى بيان ساده و بىپيرايهء يك مطلب ، آنرا چنان در پوششهاى عبارات و كنايات و تمثيلات پنهان مىسازد كه اصل مطلب گم مىشود و گويى مقصود نه بيان آن مطلب ، بل عبارتپردازىها و نشان دادن قدرت نويسنده در آوردن صنايع لفظى مانند جناس و سجع و ترصيع بوده است . بديهى است بدينگونه بسامد كلمات و عبارات عربى فزونى چشمگير مىيابد و حتّى كلمات شاذّ و كماستعمالى مانند « سمادت » ، « اترف » و « جثمانى » و امثال آن به استخدام صنايع لفظى درمىآيند . 2 . حذف افعال بعضى جملهها بدون قرينه و آوردن فعلهاى ماضى بعيد و نقلى به صيغهء وصفى كه على القاعده بايد در محلّ معيّن و با ضابطه و آيين خاصّ به كار رود ، به تكرار و پىدرپى به حال وصفى و يا خبرى ، با حذف فعل معين به كار رفته و سخن را سرد و بىجان و خارج از هنجار ساخته است . 3 . الزام نويسنده به مطابق آوردن صفت براى اسم در سراسر كتاب مشهود است و اين استغراق در عربيّت و تقليد از نحو عربى ، گاهى به كلمات فارسى نيز تسرّى يافته ، مانند شيوهء كريمه . 4 . ضبط بسيارى ابيات از نسخههاى مغلوط بازارى بوده يا مؤلّف به اتّكاى حافظهء خود و به اشتباه آنها را نقل كرده است . اينگونه اشتباهات در نقل آيات و احاديث نيز ديده مىشود كه صورت درست همهء آنها در متن آورده شده است . 5 . بر حشوهاى قبيح و غير فصيح آن نيز نمىتوان چشم فروبست : مقبل سعادتمند ، پايهء اركان ، پردهء حجاب ، اغماض عين ، چون كدخداىوار و هميشه وزير و خليفه بايد كه لايزال به تدبير اسباب جهاد مشغول باشد . . . 6 . اصطلاحات ، عبارات و تركيبات عربى خاصّ اهل خطابه و منبر و موعظه ، در كتاب به وفور ديده مىشود : كان لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ، نسيا منسيّا ، خامل الذّكر ، يوما فيوما ، كما هى احوال امور لا طايل و مالا يعنى ، كما ينبغى ، خلق ما خلق اللّه و . . .